و من ناز می کشم"
و روزها و ماه ها
بر بلندای کوههای البرز
از میان سر شاخه های در ختان شرمناک از نگاه بغض آلود تو
کسی ناز می کند و
تو ناز می کشی...
-- -- --
زمان ایستاده است
برای ما که رفتن مدام تو را
به نظاره نشسته ایم
و تو اوج می گیری
و برای این همه چشم های خیس
چه زیبا ناز می کنی...