تبليغاتX
پــاپــــــــوی - اداي احترام به صدام!

مي دانست اگر اسير شود تكه پاره اش مي كنند! اين را سرگرد جاسم مي گفت. صداي الله اكبر درتمام منطقه طنين انداخته بود. كسي از پشت بی سيم دستورعقب نشيني مي داد. هنوزصداي تانك هايي كه زوزه كشان در مي رفتند، به گوش مي رسيد و صداي پاي ايرانيهاي را مي شنيد. چهره ي صدام از توي قاب دوازده در هجده سانتي متري روي ميز كدرتر به نظر مي رسيد. عقاب هاي روي دوشش را كند و جلوي قاب گذاشت. صداي پاي ايرانيها بيشتر شده بود...

با صداي شليك، خونش شتك زد روي صدام!

                                                               

+ نگاشته در یکم اردیبهشت 1388لحظه 6:3 بعد از ظهر به قلم میرشمس الدین |