|
مجموعه شعر "لبخند روي ديوار" شامل 50 قطعه شعرسپيد با موضوع دفاعمقدس، سروده ميرشمسالدين فلاح هاشمي، توسط انتشارات خورشيد باران منتشر ميشود.
میرشمسالدين فلاح هاشمي، شاعر و داستاننويس دفاعمقدس در گفتگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اظهار داشت: بسياري از اشعار اين مجموعه در طول سال گذشته سروده شدهاند.
وي ادامه داد: مجموعه شعر "لبخند روي ديوار" با مقدمههایی از پيشكسوتان و شاعران دفاعمقدس مانند؛ حميدرضا شكارسري، پرويز حبيبآبادي بيگي، حسين اسرافيلي و شيرينعلي گلمرادي شکل گرفته است.
فلاح هاشمي خاطر نشان كرد: اين مجموعه نگاه ويژهای به خانوادههاي شهدا، آزادگان، جانبازان و شهداي گمنام دارد. چون نوع نگاه شاعران نوقلمي كه از نسل امروز برخاستهاند و درباره دوران جنگ تحميلي شعر ميسرايند، با كسانی كه در آن بحبوحه حضور داشتهاند، متفاوت است.
وي افزود: تقدس مقام شهدا در اشعار شاعران نوقلم، با مطالعه كتابهايي كه درباره زندگي و خاطرات آنها نوشته شده، به دست آمده است.
فلاح هاشمي يادآور شد: چاپ دوم مجموعه داستانكوتاه "يك ماچ گنده از خرمشهر" با ويرايش جديد به زودي توسط كانون انديشه جوان منتشر ميشود. چاپ نخست اين مجموعه سال 1382 در جشنواره بسيج برگزيده شد.
مجموعه شعر "لبخند روي ديوار" شامل 50 قطعه شعر سپيد با موضوع دفاعمقدس، سروده ميرشمسالدين فلاح هاشمي، توسط انتشارات خورشيد باران با شمارگان 3 هزار نسخه منتشر ميشود.
وي در حال حاضر همراه علي ابوالحسني مشغول جمعآوري و تدوين جلد دوم مجموعه "ذوق لطيف ايراني" درباره ترفندهاي ادبي علما و دانشمندان از دوران مشروطه تاكنون است.
به نقل از ایبنا
|
 |
|
+
نگاشته در بیست و هفتم خرداد 1388لحظه 9:48 قبل از ظهر به قلم میرشمس الدین
|
برقص
چون خورشيد
ميان چشم هاي خيس يك مادر
در تشييع مشتي خاك
به نام فرزند.
بپيچ
مثل بوي خاك
رها در ميان باد
دورِ اين همه تابوت
روي سر پنجه هاي پژمرده ي چند پدر...
اكنون
تو را كه مرور مي كنم
مي رقصي
مي پيچي
در خون خود
در خويشتن...

+
نگاشته در بیست و چهارم خرداد 1388لحظه 10:38 قبل از ظهر به قلم میرشمس الدین
|
از نردبان خاطره بالا می روم
و تو را
که روی ماسه های سرد
لای تورهای سفید
آشفته ای
سرک می کشم
تو را
که تمام نفس هایت
بوی دریا می داد!
+
نگاشته در هفدهم خرداد 1388لحظه 12:11 بعد از ظهر به قلم میرشمس الدین
|
می خواهم،بالا بیاورم
تمام حرفهایی را
که هنوز
تاریخ انقضایشان نگذشته است...
+
نگاشته در سیزدهم خرداد 1388لحظه 3:8 بعد از ظهر به قلم میرشمس الدین
|
وقتي دلم را شكست گفت: توي دلت شيشه خرده است!

+
نگاشته در نهم خرداد 1388لحظه 4:11 بعد از ظهر به قلم میرشمس الدین
|
می خواهم
شعرواره هایی برای تو بسرایم
و تمام حلقه های شعرم را
بر گردن تو بیاویزم.
نبض شعرهایم
چه تند می زند
و زیر گلویت بی قرار می شود
آنجا که
همه ی نامه هایم را
با دستهایت
می فشردی...
+
نگاشته در سوم خرداد 1388لحظه 10:22 قبل از ظهر به قلم میرشمس الدین
|