تبليغاتX
پــاپــــــــوی

همه دورسفره ی هفت سین ساکت بودند تا پدر قرآن را بردارد. پدرمثل هرسال سوره یوسف را بازکرد.

حلقه های اشک توی چشم هایش برق می زد.نقشه ی ما گرفته بود! پدرنامه راباز کرد.این اولین نامه ای بود که از زندان موصل رسیده بود!

+ نگاشته در یکم فروردین 1387لحظه 6:47 بعد از ظهر به قلم میرشمس الدین |